هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
229
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
سفارت اسلامبول و بعد از آن مأمور كارگذارى « مصر » شده است . اين چند روز توقف در « قونسولخانه » بود ، مشار اليه در لوازمات مهماندارى و پذيرايى به هيچوجه قصورى نكرد . در « مصر » محل تعيش و جاى آسايش و مهمانخان [ ه ] ها و قهوهخان [ ه ] هاى دلگشا و باغات باصفا ، به اقسام مختلفه ، بىحد و حصر است . در قهوهخان [ ه ] ها هر نوع اسباب تعيش و طرب آماده است . زنان مغنيّه « 1 » « مصرى » و « فرنگى » ، به انواع نغمات و اقسام آلات طرب ، كه بيشتر عادى به نواختن « قانون » و « ارغنون » « 2 » اند ، مشغول هستند . « آزادى » و « امنيّت » به مرتبهاى است كه اگر كسى شب را تا صبح در كوچ [ ه ] ها تنها بگردد ، مادامى كه مصدر خلافى نشده ، كسى را با او كارى و از كيفيت حالش ، سئوالى نيست . « مصر » ، به « غريب » و « بومى » يكسان است . غربا را در آن شهر « دلتنگى » و « بدى » حاصل نيست . چنان منسوب است كه « حضرت صديق » « 3 » - عليه السلام - در حين ورود [ به ] « مصر » دعا كردهاند شهر « مصر » موافق طبع او آيد و باعث ملالت او نگردد . اهل « مصر » و « اسكندريه » ميل زيادى به بازى « نرد » و « شطرنج » دارند . در قهوهخان [ ه ] ها و محل تعيّش ، مشغوليتى بهجز از اين ندارند . در هرجا ، حتى سر كوچ [ ه ] ها ، جمعيتى فراهم آمده ، به « نرد » مشغولند . اغلب جاها ديده مىشد [ كه ] « اعراب » در روى زمين خطها كشيده ، آلات « نرد » را از سنگ ترتيب داده ، مشغول بازى مىشدند . از جمله باغات « مصر » يكى باغى است مشهور به « باغ شبرى » - « شبرا » بر وزن « كبرا » - دهى است كه اين باغ به اسم ده مشهور است - كه 6 كيلومتر تقريبا تا به شهر مسافت دارد .
--> ( 1 ) . زن آوازخوان و خواننده . ( 2 ) . ارغنون ( Organun ) ، كه در اصل واژهاى يونانى است و برخى آن را ترجمهء مزامير مىدانند و سازى است مشهور . ( 3 ) . لقب يوسف پيامبر و ابو بكر بن ابى قحانه ، نخستين خليفه پس از مرگ پيامبر مسلمانان .